|
|
|
|
|
در مجتمع پتروشیمی بیستون کرمانشاه چه میگذرد ؟ مدتی است مجتمع پتروشیمی کرمانشاه به حالت تعطیل در آمده است به علت در گیری پیمانکاران حمل ونقل با مدیران شرکت به خاطر پایین بودن هزینه حمل ونقل کار حمل مواد به تاخیر انداخته شده است وهمین مشکل موجب گردیده که حمل مواد اولیه که بنزن برای مجتمع هست دچار تعلل وتاخیر کندوحدود یک ماه است که تولید خوابیده است ویکی ازعوامل افزایش قیمت پودر های شوینده در کشور همین می باشدباند بازی در شرکت به حد اعلا رسیده است مدیر عامل حیدری که اصفهانی می باشد باجناغ خویش را عاجلو رییس سایت نموده است مجموعه اداری ومالی این شرکت با پشتیبانی کاملا در ستیز هستندواطلاعات مربوط به قیمت وخریداجناس در اختیار انبار قرار نمی گیردتاوارد سیستم جامع نفت شود واین یکی ازدلایلی است که این مجتمع آن برآورد نگردیده تاواردبازاربورس گرددبه علت فقدان مدیریت کاراومتخصص سایت پتروشیمی دچار آتش سوزی می شود وواحد 300به کلی می سوزدوآتش سوزی در کوره ها هم بالغ بر 3میلیاردتومان خسارت ببار می آوردوتولید برای مدتی متوقف می شودوجالب آن هست که آقای میر خانی در اثر اهمال وسستی ایشان آتش سوزی رخ می دهد بالا ترین امتیاز جهت کارایی بالا را می گیردبعد از چند سال به این نتیجه رسیدند که کاتالیست مولوکولارسیوررالود کنند اما هنوز این کار صورت نپذیرفته است وشرکت مجبور شده که یک سال ماده اولیه شرکت بنام نورمال پارافین از اصفهان خریداری نمایددریک شب حدود 40 تنL.A.B که هر کیلویی 700تومان بود در مجتمع به سرقت می رود پرونده این سرقت در مراجع اطلاعاتی وامنیتی باز است یکی دیگر از مشکلاتی که پرسنل آن مجتمع باآن دست به گریبان است فساد اخلاقی پرسنلی که برای آموزش به خارج از کشور رفتندفیلم آنها در مراجع ذیصلاح موجود است باعث بی انگیزگی پرسنل وفرار پرسنل خدوم گردیده ونوعی انزجار ونفرت در فضای محیط کاری موج می زند روابط مافیایی نفت موجب شد که شهابی مسول برق آن در خواست 200پروژکتور از ایتالیا خریدارشده است که هنوز استفاده نگردیده است وکامپیوترهای مجتمع از پسر آقای شهابی خریداری شده است چرا از سوی مسئولین استان نظارتی اعمال نمی شود ؟وکسی مورد بازخواست قرار نمی گیرد؟چرا جلسه محیط زیست که بر گزار شد از سوی این نهاد در خصوص آلودگی زیست محیطی که این شرکت ایجاد می کنند وآب آشامیدنی مجتمع آلوده است وخسارات هنگفتی را به گاوداری جنب مجتمع واردنموده وماده ی مضرال.اس.اوکه برای محیط زیست خطرناک است معدوم نمی شود وبه شخصی بنام محمد عساکره در جنوب برای استفاده در سوخت کوره بفروش می رسدامروز شاهد افزایش قیمت شوینده ها در کشور هستیم در حالی که پودر صادراتی را کیلویی 600 تومان در خارج به فروش می رسانیم ودر داخل کیلویی1200تومان فروخته می شود ومصرف کننده داخلی تاوان صادرات راهم پرداخت مینماید |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:53 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
ادامه اعتصاب کارگران شرکت"فلات پارس"کرمانشاه اعتصاب کارگران شرکت پیمانکاری "فلات پارس" که در زمینه تولید سازه های بتونی برای شرکت پتروشیمی هرسین در استان کرمانشاه فعالیت دارد، همچنان ادامه دارد. 200 کارگر شرکت فلات پارس از ابتدای سال 87 تاکنون تنها دستمزد 15 روز خود را دریافت کرده و مسئولین شرکت پتروشیمی هرسین نیز از پاسخگویی به اعتراضات آنان خودداری می کنند.آخرین خبرها حاکیست که تلاش کارفرمایان برای پایان دادن به اعتصاب و بازگشت به کار کارگران شرکت مذبور بی نتیجه بوده است |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:51 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
موضع ماده 26 قانون کار که توسط معاونت وزارت کار و امور اجتماعي صادر گرديده دردرجه اول به ضرركارگر است . قانون کار دستورالعمل ماده 26 را با اين تفسير که هر نوع تغيير عمده در شرايط کار که بر خلاف عرف معمول کارگاه و يا محل کار باشد، پس از اعلام موافقت ثبتي اداره کار و امور اجتماعي محل قابل اجرا است، ارايه داده است. تفسير وزارت کار و امور اجتماعي به اين معناست که کارفرماياني که مزايايي تحت هر عنوان را براي کارگر در نظر گرفته و اجرا ميکردهاند ولي در حال حاضر با ارسال نامه اي به سازمان کار و امور اجتماعي محل ميتوانند لغو اين مزايا را خواهان باشند و سازمان نيز بر اساس دستورالعمل مربوطه موافقت خود را اعلام کند. اين در حالي است كه تفسير قانون به عهده اداره كار و امور اجتماعي نيست . در اين صورت کارگر حق هيچ گونه اعتراضي در قبال اين دستورالعمل ندارد،مثلا اگر زمان شروع کار ساعت 7 صبح بوده است، حال کارفرما مختار است اين زمان را به ساعت 6 صبح تغييردهد و يا تغيير در مسايلي چون نوبت کاري، ساعت پايان کار و اياب و ذهاب صورت گيرد. اين دستور العمل اختيار کارفرما را جهت اخراج کارگر را به مراتب بيشتر ميکند و وضعيت ناامني از لحاظ شغلي براي کارگران در کارخانجات و واحدهاي توليدي به وجود آورده که به تبع بر روحيه کارگر و کيفيت محصول اثر خواهد گذاشت و قيمت تمام شده کالا نيز به مراتب افزايش خواهد يافت. تصويب اين ماده براي كارفرما هم مشكلاتي رابه دنبال خواهد داشت. اجراي بخشنامه مذکور نه تنها مزاياي کارگر را از بين خواهد برد بلکه زيان هايي به خود کارفرما نيز وارد خواهد آورد چرا که با تضعيف روحيه کارگر جهت انجام کار، کيفيت محصولات سير نزولي پيدا خواهد کرد و به دنبال آن مشکلات بسياري ايجاد خواهد شد. در صورت تعويض نيرو توسط کارفرما، بيمه بيکاري به کارگر اخراج شده تعلق خواهد گرفت که در نتيجه آن هزينه دولت بالا رفته که اين خود زياني براي کشور به شمار ميآيد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:44 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:40 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 18:24 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
درحال حاضر تنها چيزي كه صحبت از آن نيست حق كاراست. يك فعال كارگري كارخانه با ختر اروميه به خبر نگار صداي كاوه ها گفت: دركشورمان گراني بيداد ميكندوكارگر وقت نمي كند به چيز ديگري فكر كند.اين آقايان كاري كرده اند,كه همه به دنبال نان بدوند. اوائل انقلاب گفتندماانقلاب كنيم كه هيچ مستضعفي در كره زمين باقي نماند. ولي زورشان به كره زمين نرسيده است.اما متاسفانه در ايران موفق به اين كار شده اند.اين آقايان ميگفتند: ميخواهند مستضعف را ريشه كن كنند. ما متوجه نشديم كه منظورشان چه چيزي بوده و فكر كرديم كه ميخواهندمستضعفان پولدار شوند.درحاليكه اشتباه ميكرديم.اينها ميخواستند كه مستعضفان را ريشه كن كنند.ما متوجه نشديم آنها ميخواهند به طور اساسي همه ما از گرسنگي بميريم و مستعضفي درميهنمان باقي نماند. درحال حاضر با اين گراني فوق العاده چه كسي ميتواند زندگي كند. با 300هزارتومان حقوق چه كسي ميتواندازعهده و مخارج سر سام ورزندگي برآيد.و تنها چيزي كه صحبتي از ان نيست, حرف كارگر است. من در انقلاب12 ساله بودم ما به جنگ رفتيم,كه مستضعف را نجات بدهيم, اما در حال حاضر تنها چيزي كه صحبت از آن به ميان نيست. حق كارگراست. اين آقايان هردقيقه كه بخواهد ميتوانند كارگر را اخراج كنند.الان وزير كار قانوني را بيان كرده كه البته هنوز تصويب نرسيده ولي متن اين قانون به به اين صورت است كه هر لحظه كه كارفرما بخواهد ميتواند كارگر را اخراج كند.كارگران ما سرشان پايين انداختندو كارشان را ميكنند. ميسوزند و ميسازندهيچ كاري از دستشان بر نمياد.آنه زندگي نميكنند. بلكه فقط وقت تلف ميكنندكه عمرشان تمام شود.
آنكسي كه طرفدار ندارد كارگر است اينجا كارگر مرده است. اينجاماه رمضان است و عيد شده و... اصلا معنايي ندارد.تاميتوانندحقوق تان را كسر ميكنند. اگر حقوقمان را بدهند, با يد كلاهتان رابه هوابيندازيد,اگر بتوانند پولت را كم ميكنند. هر حرف اضافه بزني اخراج ميكنند و ميگويند با حرفهاي ما بيگانه هست. يك سري از كارمندان را ساعت9 ميآيند. وساعت1:30 تعطيل ميكند.ما هم از ساعت 7:30ميايم.اين اضافه كاري ما را حساب نميكند.كارگر اين جا هيچ است, و آنكسي كه طرفدار ندارد كارگر است.اينجا كارگر مرده است. افزايش حقوق مربو ط به طبقه كارگر نيست,و كارگر اين جا هيچ است. انجمن صداي كاو ه ها |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 18:17 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
كارخانه جهان فولاد غرب تعطيل شد كارگران اين كارخانه سه ما ه است كه حقوق خود را دريافت نكرده اند . اين كارخانه ازچهار ماه پيش توسط وزير دولت احمدي نژا د را ه اندازي شد. پرسنل اين كارخانه از 100كارگرقراردادي است. اين و احد توليدي مواد اوليه موردنياز خود را ازكشور برزيل تهيه ميكرد, ولي به دليل تحرميهاي اقتصادي موجود اين مواد اوليه به سختي وارد كشورمان ميشودو از همين رو كارخانه جهان فولاد غرب تعطيل شد.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 19:43 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
باز هم تلفات جاني در كارخانه سيمان خرم آباد روزچها شنبه 87.6.20 كارگرجواني كه ابولفضل آقايي نام داشت,درحين كاراز ارتفاعي در منطقه دوكل كارخانه از ارتفاع 20متري سقوط ميكند بلافاصله بعد ازسقوط اين كارگر جان خود را ازدست ميدهد. اين درحالي است كه سالانه اين كارخانه شاهد كشته شدن كارگران درنقطه ذكرشده ميباشد.علاوه براين سال گذشته دراين كارخانه كارگري در كورهاي مواد كه براي توليد سيمان پخت ميكنند و يين2200تا 2400 درجه حرارت دارد افتادوجان خود را ازدست داد, اين درحالي است كه از چند سال گذشته تا كنون هيچ اقدامي براي رفع اين مشكل نشده است.وسالانه كارخانه سيمان با تلفات جاني روبرو است . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 19:41 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
عکس : سيل در شهرستان کوهرنگ /شهرکرد
عکسهای زلزله جنوب و فلاکت هموطنان در جنوب را دیدیم این هم از شمال کشور...کشوری باآن همه منابع بازیچه مدیریت عده ای بیکفایت شده است. آیا ما ایرانیان لایق این سطح زندگی هستیم؟؟؟ با دیدن چهره های نجیب این مادران انسان شرمسار ميشود به جامه سياه اين زنان نگاه كنيد و صورت عزادار براي از دست رفتن عزيزي يا كاشانه محقري كه نام خانه بران نهاده اندبنگريداين معناي عدالت است درحاكميت عدل علي است؟ در جايي نه دورتر در تهران آقايان و آقازاده ها بنا به مشقت الهي بر سرخوان گسترده نعمات الهي تكيه زده اند و به لطف پروردگار مهربان عسل و شير و حوري وعده داده شده را بهره ميبرند. آایا زندگی قرن 21 ملت ایران این است چه زندگی مدرن و تکنولوزی به این محله ها راه بیدا کرده ایا ملت را در این وضع و حال نگهداشتن و این طور کشور داری کردن هم افتخار دارد؟
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:32 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
عکس : صحنه ها ي از زلزله بندرعباس
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:22 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
مشكل ما پرداخت وام به كارفرما است. يكي از فعالان كارگري كارخانه گوني بافي اروميه در گفتگو باخبرنگار صداي كاوه ها گفت: ”مدير عامل كارخانه ما گفته است,كه هيچ پولي ندارد. اميد ما اين است كارخانه وام بگيرد,تا دوباره را ه اندازي شود ,طي اين مدت كارخانه تعطيل است. وبه كارگر هم يك ريال پرداخت نميشود.اگر مسئله وام حل شوددر آن صورت قضيه حل ميشودولي اگر كارفرما وام را در اين مدت دو ما ه نگيريد به كلي كارخانه را تعطيل خواهد شد. بنابراين در حال حاضربيشترين مشكل ما پرداخت وام به كارفرما است. ازطرفي كارفرمابه اداره كارنميگويدكه ورشكسته است.يا توان اداره شركت را ندارد.زيرا در آن صورت بايدبيمه بيكاري به كارگران تعلق ميگرفت. اما او نميگويد و ماكارگران هم دستمان به ي جاي بند نيست و نميتوانيم بيمه بيكاري طي اين مدت دريافت كنيم. بدهي ما كارگران به 2 ميليارد رسيده وبارها گفته ايم كه كارفرما اين كارخانه راتعطيل كرده است, ولي اصلا كسي هم به فكرما نيست. مقامات استان تايك ما ه پيش ميگفتند:كه كارخانه را بفروشيد ولي درحال حاضر تصيمشان عوض شده و ميگويند كه ميخواهند به كارخانه وام بدهند.اما تا به حال دولت به كدام يك از وعده هاي خود عمل كرده است .كه ما به اين دل خوش كنيم وازطرف ديگر هم كارفرما وصيغه ندارد كه بپردازد. كارفرما حتي دوسال هم كارخانه را تعطيل كندو كارگران بيكار باشند.هيچ قانوني از كارگر حمايت نميكند.مگر اينكه كارفرما بگويد كه ديگر توان اداره كارخانه را ندارد.” انجمن صداي كاوه ها
شايد خدا يك فرجي كند و گره از مشكلات ما باز كند. در ما ه رمضان كارگران كارخانه اصرار داشتند يك ملبغي در ماه رمضان به آنها پرداخت شوداما دريغ هيچ گونه تسهيلاتي براي كارگران صورت نگرفت. خدا شاهد است كه مانده ايم,كه چه كاري بكنيم. شايدخدا يك فرجي كند و گره از مشكلات ما باز كند. انجمن صداي كاوه ها
كارگران مجبور هستنداسباب زندگي خود را بفروشند تا بتوانند,خرج مدارس فرزندانشان را تهيه كنند. آنها مجبور هستند كه وسايل خانه و اسباب زندگيشان را بفروشند تا بتوانند از عهده مخارج سرسام آور مهر ماه برآيند . كارگران ميگويند:تا اين دو ما ه سر شود مجبور هستنداز ديگران قرض بگيرند و يا اين كه به پولشان بهره اي اضافه كنند.آنها بايد تحت هر شرايطي هم كه شده فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. الان فصل كار در اروميه هست به همين خاطر كارگران سر ميدانها و فلكه هاي اروميه دست فروشي ميكنند. تا بتوانند از پس مخارج زندگي برايند.و اگر هم كارخانه بعد از دو ماه راه اندازي نشود, معلوم نيست كه چه به روزگار كارگران اين كارخانه خواهد آمد . انجمن صداي كاوه ها
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:11 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
كارخانه يخجال سازي يك سال است كه تعطيل است يكي از كارگران اين كارخانه در گفتگو با خبر نگار صداي كاوه ها تصريح كرد : ”كارگران كارخانه يخجال سازي خرم آباد يك سال است كه بيكار ند, وخانه نشين شده اند. درطول اين يك سال كه كارخانه تعطيل بوده است,براي آنان كارمشخصي وجود نداشته.به همين خاطر هركدام از آنان به نحوي به دنبال تامين معاش خودميباشند. ولي عمده كارگران با قرض كردن ميخواهنداز عهده مخارج سرسام آور زندگي برآيند. و آن دسته از آنان كه چنين امكاني براي آنها فراهم نيست.براي تامين معاش به هر كاري دست ميزنند,تا بتوانند زندگي خود را تامين نمايند.اين كارگر شريف در ادامه افزود”من يكي ازاين كارگران هستم. مشكلات روزبه روز بيشتر ميشود و تورم افزايش صعودي مي يابد,گراني بيداد ميكندو همينطور كرايه نشيني هم از جمله اساسي ترين مشكلات است ولي آيا به نظر شما بالاتر ازاين گرفتاريها ومشكلات چيزديگري نيز ميتواند قابل تصور باشد؟من وبقيه كارگران دستمان به هيچ جا بند نيست.و حمايت كمك وياري از سوي هيچ ارگاني براي ما صورت نگرفته است,شمابگوييد از يك كارگر بيكار چه كاري ساخته است ؟" انجمن صداي كاوه ها |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 18:58 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
لغو معاينات پزشكي منصور اسانلوپس از انتقال منصور اسانلو "رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد" از زندان اوین به زندان رجاییشهر، هنوز اجازه مرخصیهای کوتاهمدت برای معاینات پزشکی پس از عمل از جانب دادسرای امنیت صادر نشده است.این در حالی است که منصور اسانلو همچنان از بیماری قلب رنج میبرد و دوران نقاهت پس از عمل جراحی چشم را سپری میکند. لازم به یادآوری است که این فعال کارگری در تابستان سال گذشته دستگیر و روانه زندان اوین شد و طی دوران محکومیت، عمل جراحی روی چشم او صورت گرفت که با تایید پزشکان زندان او برای معاینات پس از عمل باید در دورههای زمانی مشخصی به بیمارستان مراجعه کند.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 19:33 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
كارگران فرياد ميزنند ”مرگ بر ظالم” ”الله اكبر” بنا برخبرهاي واصله از صبح امروز يكشنبه 87.6.17سيصد نفر كارگران لوله سازي اهواز در اعتراض به ششماه پرداخت نشدن حقوقشان تظاهراتي را از ساعت 8 صبح امروز برگزار كردند. لازم به ذكر است نيروهاي انتظامي گرداگرد اين كارگران شريف را محاصر ه كرد ه اند اين كارگرا ن از فلكه شهداي اهواز به سمت چهار راه نادري حركت كردند كارگران خشمگين و به جان آمده فرياد ميزنند. ”مرگ بر ظالم” ”الله اكبر” اين تظاهرات هنچنان ادامه دارد... انجمن صداي كاوه ها |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:29 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 14:27 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 14:26 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
عسلويه جهنم ما است وبهشت ديگران است يكي از كارگران شريف ازعسلويه به خبر نگارصداي كاوه ها درخصوص وضعيت كارگران دراين منطقه چنين گفت: عسلويه تبعيد گاه ايران بوده است اين اين مكان 100متر پايين از دريا است واز طرف ديگرمحاط به كوه شده است. اينجا صورت مسئله مشكل شركت خاص و يا كارخانه خاص نيست,بحث صنف و اتحاديه كارگري است,مابايداين را حل كنيم, بحث اين نيست كه اين شركت 4 ما ه حقو ق گرفت ويا نگرفت اين نيست بحث اين هست كه كارگر از نظر اين ها بي ارزش ترين موجود است. رنج و گرفتاري و بدبختي براي ما كارگران است. عسلويه جهنم ما است وبهشت ديگران است,بهشت پولدارها وبهشت پارتي دارها است,بهشت كساني است كه ميتوانند و قدرت دارند كه دودرصد ويا سه درصد اين مملكت هستند.ما كارگران بايدجان بكنيم وعرق بريزم و از خانواده 3 ماه دورباشيم .و در اتاقهاي سه در پنج 15نفره زندگي كنيم ولي اين آقايان وآقازاده كه به اينجا ميايند 3 روز اين جا ميمانند, 10روزنزد خانواده خودشان ميروند.درحال حاضر 70 روز است كه خانواده ام تنها هستند و هيچ كسي هم بالاي سرشان در آن شهر نيست. اين كجاي عدالت است؟؟؟ ازطرف ديگر قراردادهاي پنهاني, پرداخت4 تارشوه همزمان باهم , ده تا ماشين پژو, 200 ميليون پول براي يك قرارداد دوميلياردي ازسوي اين آقايان صورت ميگيردآنها در بهشتند ما درجهنم به سر ميبريم,اگر بخواهيداين مسائل را درست موشكافي كنيد,از كارشان سر در نمي آوريد.
ساعات كاري د ر ماه رمضان ما ساعت 7 صبح كارمون را شروع ميكنيم وتا 6 بعد ازظهر ادامه ميدهيم ,ساعت 12تا 1يك ساعت زمان استراحت داريم, كارخانه مابدين صورت ميباشد, و لي بقيه كارخانه ها هم دو شيفت هستندولي زمان استراحت درمجموع در كارخانه هايك ساعت بيشترنيست.و در ماه رمضان و با گرماي فوق العاده اي كه در عسلويه است. براي كارگران كاردر چنين شرايطي بسيار سخت وغير قابل تحمل است . از لحاظ غذايي همان غذاي كه از ظهر مانده را براي سحر به كارگران ميدهند. اينجا غذايي امروز ميماند,رابراي فردا درغذاي فردا قاطي ميكنند, افطار به اندازه يك نلبكي سوپ به ما ميدهندو اين غذا به قدري بد كيفيت است,كه هيچ كس تمايل به خوردن نداردولي مجبور هستيم كه بسازيم اينجا معنايي ما ه رمضان از ديدگاه و جايگاه من به عنوان يك كارگر يعني همين كه گفتم البته براي كساني كه دربهشت عسلويه هستند, تسهيلات بي نهايت است. هيچ زمان وهيچ رسانه اي انعكاس درستي از وضعيت ما كارگران در اين منطقه را نميدهد.
دراين منطقه با انتشار اين گازكليه پرندگان به حالت كوما رفته اند. تعدادي واحد در عسلويه راه اندازي شده,كه اين واحدها گازهاي بسيار خطرناكي توليد ميكند,كه روي اعصاب تاثيربسيارزيان آوري دارند, دراين منطقه با انتشار اين گازكليه پرندگان به حالت كوما رفته اند,اين گاز روي اعصاب موجودات زنده تاثير مخرب ميگذارد,واكثر كساني كه بعد از چند سال در معرض مستمر با اين گازها قرار بگيرند,دچار انواع بيمارهاي رواني خواهند شد.
فاجعه عظيم درحال حاضر الودگي عسلويه 5 برابرشهر تهرا ن است.و و قتي كارخانه ها راه اندازي شود 20برابر تهران خواهد بود . درارتباط با آلودگي اين جاآلودگي بيداد ميكند هرچه درمورداين موضوع بنويسيد, كم نوشتيد به خصوص وقتي يك نفر متخصص بيايد ببنيند آن وقت ابعاد فاجعه بهتر مشخص ميگردد. اين مشعلهاي عسلويه هنگامي كه در بالاترين حد موجود كار ميكنند, شما آن زمان به هيچ وجه آسمان را نمي بينيد,به طوريكه شمانميتوانيد رشته كوه زاكرس با اين عظمت را ببينيد.اگر قرار باشددرآن لحظه باران ببارد, يك باران اسيدي خواهد بود. هركس كه به اينجا مي آيددرابتداي كار براي رد گم كردن يك دوره كلاس ايمني براي او ميگذارند,ودر همان كلاس براي او توضيح ميدهند: كه درحال حاضر آلودگي درشهر عسلويه 5 برابرشهر تهرا ن است البته و قتي راه اندازي شود 20برابر تهران خواهد شد, تا ثير همان گازها ي موجود برروي ماكارگران بدين صورت خواهد بودكه ما ديگر به درد خانواده مان نميخوريم, اين كه سرنوشت ما چه خواهد شد,معلوم نيست. ما محكوم به اين هستيم كه در معرض انواع بيماريها به خصوص بيمارهاي خوني وريوي قرار بگيريم البته همين حد از خبر را كه در كلاس ايمني ميگويند آن چيزي است كه نفر توجيه كننده اجازه دارد تا اين حد به ما بگويدواينكه به طورواقعي در پس پرده چه ميگذرد را خدا داندو بس .
عسلويه پايتخت اقتصادي ايران و جهان در رابطه با اين منطقه بسياري ازمسائل ناگفته باقي مانده است, درتبليغات بسياري كه اين روزها در ارتباط بااين منطقه ميكنند,عسلويه را پايتخت اقتصادي ايران و جهان معرفي ميكنند.به طور مستمر در تلويزيون چراغ ها ي روشن عسلويه را نشان ميدهند,البته به درستي دراين منطقه مكانهاي بسيارزيباي وجودداردولي ان مكانهادر اختيار كساني است كه فقط2 تا 3 درصد از كل جامعه را تشكيل ميدهندوان مكان متعلق به آقا زاده هاوكارفرمايان وابسته به اين آقازاده ميباشد,دراين منطقه سايتها ي بسيار زيبايوجود دارد كه پر از گلهاي زيبا است. وقتي وارد اين پارك ميشويد فكر ميكنيدكه وارد پارك ملت ايران شديد. شايد هيچ كس باور نكندزيرا كافي است از اين منطقه صد متر آن طرفتر برويد, در آنجا آشغال هاوآهن آلات و زباله هاي است,كه كارگران در آن دست و پنجه نرم ميكنند.
تفاوت دودنيا من از اين كه يك كارگر هستم از خودم بدم ميايد درحال حاضر اينجا تبعيض طبقاتي بيداد ميكند, دراين كارخانه يك رستوران وجود دارد كه از ساعت:30 :11تا 12:30 آقا زاده ها و كارفرمايان وابسته به آنها و هر چيزي كه در يك غذايي جانانه گنجانده ميشود ديده ميشود.انواع غذاهاو نوشيدنها و انواع دسر ها سر و ميشود. راس ساعت 12:30كارگران برا ي خوردن غذا ميايند.براي سرو غذا تمام موادو وسايلي كه روي ميزچيده شده ,جمع ميشود .هرچيزي كه هست جمع ميشود. چند روز قبل براي ده تادانه سير به شخصيت يك كار گر توهين شد. آيا ميتوانيد اين موضوع را تحليل و تفسيركنيد؟فقط براي ده تا دانه سير. شايدآن كسي كه چنگ زد و 10 دانه سير را از دست آن كارگر در آورد مجبوربود كه اين كارا بكند اما من از خودم بيزارم, من از صنف كارگري بيزارم. ار كارگر متنفرم. يك روزي هم چنين توهيني به من هم ميشود البته همين حالاهم به من توهين ميشود . ---------------------------------------------------------------------------------------------- شما اگر بوديد چه كار ميكرديد؟
من اينجا را به همين خاطر انتخاب كردم كه به زندگيم تكاني بدهم. قبلا 270 هزارتومان حقوق ميگرفتم ولي اصلا فكر نمي كردم كه به ازاي 100 هزارتومان بيشتر بخواهم اينجوري روح و جسمم درمعرض نابودي قرار بگيريد. به خاطر وضعيت بد اقتصادي چاره اي ديگري نداشتم ,قيمت ها سر سام آور رو به فزوني است , با ميوه كيلوي 5 هزارتومان از كجا بياورم و خرج زندگيم را تامين كنم من محكوم هستم و بايد كاري كنم, فرزندم كه در اين جامعه زندگي ميكنه به فساد كشيده نشود و براي خودش كسي شود وسري در سر ها بياورد. به همين خاطر من محكومم شرايط بد و سخت اين جا را تحمل كنم من از اين كه يك كارگر هستم از خودم بدم ميايد,واز صنف كارگري بيزارهستم.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 18:32 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
وضعيت كارخانه دستمال كاغذي بندرعباس بحراني است. يكي از كارگران اخراجي كارخانه دستمال كاغذي بندرعباس در گفتگو با خبر نگار صداي كاوه ها خاطر نشان كرد:”طي ماههاي اخير تعداد زيادي از كارگران را اخراج كرده اند.من هم يكي از آنها هستم.با شروع اخراجها ما 2 نفر بوديم اما به ترتيب بعد از ما بيش از 5 نفر ديگر را هم اخراج كردند. در حال حاضرهم ميگويند در تابستان كار نداريم ,كار نيست بنابراين كارگراني هم كه فعلا مشغول كار هستند بيكار مانده اند. بيش از6 ماه است كه حقوق ما را نداده اند.“ اين كارگر شريف در ادامه افزود:” مشكل اصلي ما با اعمال تحريمها شروع شد.ازوقتي تحريمها شروع شدكل كارخانجات شروع به اخراج كردند. هم كارگران قراردادي و هم رسمي,همه را به نوبت و به بهانه هاي مختلف اخراج ميكنند.“ اين كارگر زحمت كش در پاسخ به اين سوآل كه اين روند چه تاثيري روي زندگي معيشتي شما گذاشته است گفت:” براي ما كه ديگرراهي وجود ندارد.حتي طلاي همسرم را هم دربازار فروختم كه بتوانيم خرج زندگي را در بياورم. متاسفانه شرايط و سياستها طوري شده كه حتي اگردر اين مملكت بخواهيم بر عليه اين بي عدالتيها شكايت بكنيم باز هم بايد پول كلاني در جيب داشته باشيم.در حالي كه شما به حقوقهاي ما نگاه كنيد!حقوقهاي ما طوري است كه فقط با زور به خرج خانواده ميرسد و ديگر امكان اين نيست كه با اين حقوق بخور و نمير به فكر خرجهاي جانبي هم باشيم.ضمن اينكه براي حل و فصل اين معضلات هرجا كه ميرويم بايد پارتي درست وحسابي داشته باشيم كه البته ما نداريم.“ انجمن صداي كاوه ها |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 13:24 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
كارخانه گوني بافي اروميه با بحران نقدينگي مواجه است. طي اخبار دريافتي كارخانه گوني بافي اروميه به علت واگذاري به بخش خصوصي با بحران عدم نقدينگي مواجه است.يك فعال كارگري در اين واحد توليدي به خبرنگار صداي كاوه ها گفت:” قبلا اين كارخانه زير نظر بنياد شهيد بود. در حال حاضر به علت بحرانهاي اقتصادي پيش آمده در بخش توليدي و سياست خصوصي سازي و در واقع براي فرار از مسائل و رسيدگي به وضعيت كارگران ,كارخانه را به كارفرما سپرده اند. كارفرماي جديد براي اداره اين واحد هيچ سرمايه اي ندارد و علت اصلي اين وضعيت هم همين است. اين درحالي است كه كارخانه ما قدمت و شهرت دارد. روزانه مشتري هاي زيادي داريم كه مراجعه ميكنند و از ما گوني ميخواهند , اما علي رغم وجودمواد اوليه در بازار , چون كارخانه بحران نقدينگي دارد ما دستمان در مقابل مشتري ها خالي است .ما براي حل اين مشكل به همه جا مراجعه كرده ايم, اما ارگانها در پاسخ ميگويند با كارفرما سازش كنيد! به استانداري,فرمانداري واداره كار مراجعه كرد ه ايم,جواب نهايي كه همگي متفق القول به ما داده اند اين است كه ميگويند :بايد دستگاهها رابفروشيم.“ انجمن صداي كاوه ها
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 13:24 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 22:58 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
كارخانه لوله سازي اهواز صبح امروز دست به تجمع زدند صبح امروز ۹ شهريور كارگران كارخانه لوله سازي اهواز به دليل پرداخت نشدن حقوق معوقه دست به تجمع اعتراضي زدند
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 13:11 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
كارخانه لوله سازي اهوازهمچنان در اعتراض به سر ميبرند به دليل نداشتن مواد اوليه كاري در كارخانه صورت نمي گيرد اما كارگران را مجبور ميكنند كه برسر كار آمده در صورتي كه كاري وجود نداردبه همين خاطر كارگران شريف دست به تجمع و اعتصاب عليه كارفرما زده اند كه در همين راستا كارفرما وعده داده است كه مسئله حقوق آنها را حل خواهد كرد ولي تا به امروز هيچ عملي صورت نگرفته و كارگران نيز گفته اند از اعتراض خود دست برنخواهند داشت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 13:0 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
مواد معدني زنجان مدير يكي از بخشهاي مواد معدني زنجان در گفتگو اختصاصي به صداي كاوه ها به سوالات خبر نگار ما اين گونه پاسخ داد 1.مشكل اصلي كارخانه هادرحال حاضر رابيان فرماييد ؟ مشكلات وضعيت ركود اقتصادي و وضعيت ركود صنعتي مشكل خاك ومواد اوليه مشكل بوجود آمده از آزاد سازي وقيمت اقلام پتروشيمي باعث گران شدن اسيدو مواد اوليه شده براي توليد قيمت تمام شده بالااست وتوليد قيمت فروش آن پايين است و همين موضوع به كارخانه ضررميرساند به همين خاطر كارخانه روبه تعطيلي است.ازطرف ديگر تكنولوژي تكنولوژي قديم است تكنولوژي كهنه پاسخ گوي نيازي ما نيست. 2.عواقب ناشي از تعطيل شدن كارخانه خودتان را بيان كنيد ؟ 400نفر مستقيم بي كار ميشوند و 2000نفر كسانيكه غير مستقيم به كارخانه مواد ميفروختند وبراي كارخانه مواد ميخريدندبيكار ميشوند.البته صرفنظر ازخانواده هاي آنان 3.شما فكر ميكنيد اصلي ترين مشكل را چه ميدانيد؟ مديريت نالايق وعدم مديريت درست و ركود اقتصادي 4..چه كارهاي دولت براي ارتقاي سطح توليد ميتوانيست انجام بدهد ؟ از سال 85 كه معدن انگوران دچار ركود شده نزديك به دوسال است هيچ كارخاصي برروي بخش معدن صورت نگرفته وبخش آهك وارد معدن نشده دراين مورد از همه بيشتر دولت مقصراست زيرادر بخش منابع اوليه اسيد سولفريك به يكباره قميتش بالارفته درحاليكه بايد پله اي قيمت آن رابه قيمت آزادش ميرساند و بقيه كارخانه خودشان را وقف ميدادند. ازطرف ديگر شش ماه دوم نيرو به قيمت اصلي قرار بود به دستمان برسد, اما مصرف عمده آن مصرف برق است درحال حاضركارخانه تعطيل است 5..تعطيلي اين كارخانه ها چه تا ثير روي صنعت داخل ميگذارد؟ عمده فروش خارجي است وصنعت داخل مشكل خاصي به ان شكل نداره,چين توليد روي آن بالا رفته است . 6.تحريم هاي بين المللي چه تاثيري روي اين مسئله دارد ؟ تحرميها باعث شده,كه مواد اوليه راقيمتش در بازار داخلي افزايش پيدا كندما ازخارج نميتوانيم مواد اوليه را وارد كنيم وازطرف ديگراز چين هم نمي توانيم پر منگنات وارد كنيم. به خاطر بهره وري غلط كه در ده تا دوازده سال گذشته از معادن انجام شده ما با مشكلات زيادي مواجه شديم و هيچ كسي هم اين مسئله را پيگيري نميكند. هر معدني بسته به عيار خاكش و به ميزان ماده معدني اش مقداري باطله برداري و مقداري برداشت خاك معدن خواهد داشت وقتي اين تناسب برداشت بهم بخورد وباعث ضربه ديدن معدن خواهد شد,معدن به لحاظ حركتي مناسب نخواهد بود وباعث ريزش در نواحي مختلف و باعث ريزش در نواحي مختلف خاك خواهد داشت.و اين تناسب در 12 سال گذشته رعايت نشده ودولت خود در اين كار دخالت دارد. سوال اخر :به نظر شما چه كاري جلوي ضرر و زيان حاصله را ميگيرد؟ و تكنولوزي نو را خريداري كنندو معدن را به روز اولش برگردانند كه اين امكان پذير نيست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 12:57 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
اطلاعیه " کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" در ارتباط با ادامه بازداشت"افشین شمس" افشین شمس فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری بیش از یک ماه است که بی هیچ دلیلی در بازداشتگاه اصفهان در بازداشت است. ادامه این روند فعالان کارگری را شدیدا نگران نموده است و اعتراضات قابل توجهی را در پی داشته است. در ایران فعالان کارگری از ابتدایی ترین حق و حقوق برای فعالیت بر خوردار نیستند و شرایط دشواری برای آنها ایجاد شده است. افشین شمس هیچ جرمی ندارد و تنها به دلیل بیان مطالبه بسیاری از کارگران، یعنی ایجاد تشکل کارگری بازداشت گردیده است. برای این فعال کارگری، مثل بسیاری دیگر از هم طبقه ای های مبارزش پاپوش دوخته اند تا شاید بتوانند مدتی او را در زندان نگه دارند. اما جدا نمودن فعالین کارگری از هم طبقه ای هایشان ممکن نیست و این شیوه تنها عزم ما را در راه ایجاد تشکلهای کارگری جزم تر خواهد کرد. ما از همه فعالین کارگری، در داخل و خارج کشور تقاضا داریم با افزایش اعتراضات دسته جمعی نسبت به ادامه بازداشت این فعال کارگری اقدام نمایند، تا دشمنان کارگران ناچار به عقب نشینی گردند. ما کارگران متشکل در "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری"، ادامه بازداشت افشین شمس را شدیدا محکوم می کنیم و خواهان آزادی بدون قید و شرط او هستیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 22:0 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه اي نيمه تمام از فرزاد کمانگر در پي برگزاري تجمعي مسالمت آميز در شهر سنندج در حمايت از فرزاد کمانگر ، سما و حبيب بهمني دو فعال حقوق بشر از هزاران کيلومتر فاصله و از شهر بندرعباس براي حضور در اين تجمع و انجام وظيفه اجتماعي و انساني خود طي مسير نمودند ، اين دو فعال حقوق بشر در تاريخ 2/5/87 توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديدند و مورد بدرفتاري قرار گرفتند و همچنان نيز در زندان اين شهر به سر مي برند . نامه ذيل را فرزاد کمانگر خطاب به سماء بهمني نوشته است که بعلت انتقال فرزاد کمانگر به سلول انفرادي و قطع تمامي تماسهاي وي با دنياي بيرون متن ناتمام به پايان ميرسد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 22:3 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
وضعيت كارخانه هاي قند بحراني است درحال حاضر وضعيت كارخانه قند در نيشابور وخيم است سه ماه است كه كارگران حقوقشان را به طور كامل دريافت نكرده اند .در همين رابطه يكي از كارگران اين كارخانه درگفتگو باخبر نگار ما گفت:كارگران از كارفرما ناراضي هستند حقوق ما ماهيانه 250هزارتومان است كه در سه ما ه گذشته ماهانه فقط 100هزارتومان به ما ميدهند.درحدود شش تا هفت ماه پيش زماني كه ما بهره وري داشتيم و چقندر داشتيم, اضافه كاري ميكرديم امادرحال حاضر ما اضافه كا ري نيز نداريم. كارگران اين كارخانه به خاطرنبود مواد اوليه توسط كارفرما اخراج شده اند.كارخانه قندنيشابور چقندو شكر زردندارند.امسال بهره وري نيزوجود نداشته است وبه كارگران قراردادي هم بيمه بيكاري تعلق گرفته و سپس آنها را از كارخانه بيرون كردند.از 120نفركارگر باقي مانده, 70تا 80نفراز اين كارگران رسمي و بقيه قراردادي هستند درحدود 10تا 15كارگرروز مزد هستند و همه قرارداديهاي3 تا 4 ماه را اخراج كردند و به وزارت كار معرفي كرده اند.اگر بگويند كارخانه ورشكست شده و مارانيز به وزارت كار معرفي خواهند كرد. وقتي مشكل را با كارفرما درميان ميگذاريم ميگويد:درحال حاضر تحريم است و شكر وارد نميشودوكمبود مواد اوليه بسيارجدي است. ما ازدولت ميخواهيم كه از كارخانه ها حمايت كند. ازسوي ديگرتا قبل از سال جديد, يارانه كشاورزان پرداخت نشد ه بود وبه همين خاطرچقندربه قدر كافي توليد نشده است.مشكلات بسيار زياد است واز طرف ديگر گراني و تورم روبه فزوني است , و ما روز به روز فقيرتر ميشويم, من با داشتن خانواده شش نفره زندگيم فلج گشته است.و به راستي چه كسي پاسخگواست ؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:39 توسط صداي كاوه ها
|
|
||
|
|
|
|
|
چه كسي مشكلات كارگران عسلويه را نميداند مثل آفتاب ميمانندآفتاب را همه مي بينندد اين موضوع را همه مي بينند آلودگي صوتي در عسلويه امثال من زياد هستندباور نميكننددر زندگيدرعسلويه در زندگي ما مشكل ايجادميكند. ميگويند كه حقوق در عسلويه ميليوني است و باور نميكنند ما با 400 هزار تومان زندگي كنيم همين الان عسلويه راه نيافتده 5 برابر تهران آلودگي داره صدا را گوش كنيد اين آلودگي صوتي است شما كه ميشنويد اينطور كه حالتان بهم مي ريزه پس حق بدهيد كه يكسري چيزها را نتوايم بگويم بانك خون ايران از افزادي كه در عسلويه كار ميكنند خون نميگيرد خون آلوده به مواد شيمياي است . ما را كه دكترا هم جوابم كردند بانك خون ايران از افزادي كه در عسلويه كار ميكنند خون نميگيره ,خون آلوده به مواد شيمياي است وقتي ما را براي دادن خون ميرويم اينجاحق خودشان را گدايي كنند همه آنها تا گلو پر هستند ما براي اينكه بقا داشته باشيم مجبور به احتياط هستيم اين ترسي كه در وجود كارگر است به خاطر اين هست كه كارگر به هيچ جاي بند نيست روز عيد به كارگري كه در اين منطقه كار ميكند |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:35 توسط صداي كاوه ها
|
|
||