تبليغاتX
انجمن صداى كاوه ها - گزارش خبر ي و خبر

 

رنج دنيا روي رانندگان سوارشده است ولي در ايران ازهيچ اعتباري برخوردار نيستند!! 

اين مطلب گوشه اي از دردودل راننده اي است كه در حال حاضرديگراز كاربازنشست شده است.اين راننده زحمتكش درگفتگو با خبرنگارمااينچنين گفت:”من در عسلويه كار ميكردم, امادرحال حاضريك راننده بازنشسته هستم.

او در پاسخ به سوال ما در ارتباط با اصليترين مشكل راننده گان اين چنين گفت:شما بايداز ما بپرسيد كه شما چه مشكلي نداريدماهمه كارمان مشكل است.فقط يك بار بخواهيد تحويل بگيريد. پنج ساعت معطل ميشويد درحاليكه اين راننده بيچاره است كه در برف و باران وسرما وگرما بايددرجاده ها كار كندشما نميدانيدكه چقدرما بايددربيابان وجاده ها بخوابيم.تا يك پنچري گيري انجام شود.

در جامعه هيچ اسمي از راننده نيست.در صورتيكه بار اصلي اين جامعه روي راننده گان است. رنج دنيا روي ما رانندگان سوارشده است.در ايران از هيچ اعتباري هم برخوردارنيستيم.حتي به بانك هم ميرويم نه امضاي ما را قبول دارند. و نه اين كه به ما وام ميدهند. بارانندگان مثل ماهم مثل يك تبعه عراقي رفتار ميكنند.

از طرف ديگر بيمه هم براي مامشكل ايجادميكند كسي كه 300 هزارتومان ماهيانه در آمد دارداز كجا بياوردكه شصت هزارتومان پاي بيمه بدهدآيا اين راننده خرج ندارد و خانواده ندارد؟ مردم دلشان خوش بود كه بيمه را كم كردند و لي دوباره اضافه كردنداگر چند روز هم اين بيمه را ندهيد بايد كلي جريمه بپردازيد.

هيچ جاي براي شكايت نيست. همه جا اذيت ميكنند كارگران هم همين وضعيت رادارند.مشكل كه يكي دو تا نيست جاي هم وجودنداردكه برويم شكايت كنيم وفقط بايد بسوزيم و بسازيم.

وقتي قانون يقه اورا نميگيرد.بلكه با او هم دست ميشودبنابراين وضعيت ما كاملا مشخص شده است.


كارخانه تراز بهشهرپنج سال است كه مطالبات مارا نميدهد

الان مدت پنج سال است كه پول از اين شركت طلب دارم.دوسال روي ماشين مردم كاركردم.يازده ميليون اين شركت به من بدهكاراست ولي كارفرما پول را نداده وفرار كرده است. به هركس هم شكايت ميكنيم ميگويندديگر فايده ندارد.

اين كارفرما الان در تهران كارميكند ميگويندكه در بيت رهبري كار ميكند اسمش عطا كارگر است و پارتي او قوي است. وازآنجاكه با آقازاده ها رابطه دارد درمقابل آنهاكسي حرف ماراتحويل نميگيرد كه او حق ما را خورده است.

ما از او هم شكايت كرديم.فراري است دادگاه بوشهر هم ميگويدشمابايد يك نفر از بوشهر بياوريدكه اين برگه راامضاء كند اين درحالي است كه من خودم اهل چهار مهال بختياري هستم. چگونه بايداز اين شهر امضاءبياورم؟

به هركس هم كه ميگويمكه امضاءميگويدكه ده ميليون تومان بدهيدكه من به عنوان شاهد امضاءكنم.

ما هميشه با اين مشكلات دست و پنجه نرم ميكنيم.ما مجبوريم كه كار كنيم .اويازده ميليون تومان ازپول من راخورده است در صورتيكه اين ماشين مربوط به من نيست من روي اين ماشين كار ميكنم صاحب ماشين خيلي انسان بزرگواري است.به من گفته كه هروقت طلبت را گرفتي پول را به من برگردان

ولي نميدانم كجا بروم الان پرونده در دادگاه بوشهر است.متهم خودش فراري است.و پسرش اينجا بود وقتي هم به دادگاه مي رفتم و مي گفتند پسرش كه بدهكار نيست بلكه پدرش اين كاررا كرده است.برويد او را بگيريد.

ما كجا برويم او را پيدا كنيم؟ به خداقسم من با ماشين مردم سنگ سوار كردم و با آن دريا ر ا پر كردم چون خواسته اين فرد بود.

 الان كه اين حرفها را ميزنم آنقدر تحت فشارهستم.كه اگراو راببينيم بايد او را بكشم

 اما وقتي يك اتفاق هم بيافتد گوشه زندان بايد بروم و آبروو حيثييتي برايم نمي ماند

شمافكرميكنيد تمام آدمهاي كه قتل انجام ميدهند مگر دلش ميخواهدكه اين كار رابكند نميخواهد كه اين كار را بكند هيچ كس عمدااين كار را انجام نميده از مجبوري است كه دست به اين كار ميزنند .

من درعسلويه پوست بدنم خشك شده است. و اصلا نميتوانم تكان بخورم.اين همه بلابه سر ماآوردند.واقعااين ها ظلم نيست؟ واقعا زور نيست؟ ما آدمهاي بيسوادهستيم.پيدا كردن اين فرد مثل گشتن به دنبال سوزن در كاه دان است.تازه اوراهم پيدا كنيم.آن را با چه مدركي ميتوانيم.دستگير كنيم.وقتي قانون يقه اورا نميگيرد.بلكه با او هم دست ميشودبنابراين وضعيت ما كاملا مشخص شده است.


هيچ قانوني بر روستايي ما نيست يا هيچ جاي ايران قانون نيست؟

در روستاي چله گاه دوازده سال است كه جنگ ودرگيري است. الان يك نفر كشته شده و ده نفرنيز تير خوردندآنها هم كه رندان ميروند. بدتر ميشوند.هيچ قانوني در روستايي ما حاكم نيست.  در اين روستا به دختري تير زدندو از زندگي محرومش كردند و ديگه دو سال در خانه افتاده است ضارب ده روز زندان رفت. الان دارد براي خودش آزادميچرخد.به يك نفر تير زدند و زانويش قطع شده است و ديگري نيزتيردرشكمش خورده است. واز آن طرف بيرون آمده همين الان يكي ميخواست يك نفرديگر رابكشد. به او گفتندكه چرا اين كار را كردي گفت من ميخواهم ازاواعتراف بگيرم چرا نبايد در اين منطقه امنيت باشدچرا نبايددر منطقه ما قانون باشد؟؟؟ ما به عصرحجر برگشتيم.

او باتير زده و كاسه چشم نفررا ازحدقه بيرون آورده است چرا بايد براي خودش راحت بچرخد؟؟؟ضارب ده روز زندان رفته است. وبا پنج ميليون رشوه اي كه داده است.الان آزاد است فردا دوباره يك جرم ديگر را مرتكب ميشود.وباز هم بارشوه مسئله اش راحل ميكند.اين وضعيت كشورما است. 


شركت لاور بوشهر

يك اسكله در منطقه وجوددارد. فقط خدا ميداند كه چند ميليون براي اين ساخت اين اسكله هزينه كردند. تا ساخته شود.ولي يك ريال هم به كارگرهاندادند. تعداد زيادي تجهيزات از لدر گرفته تا انبوه تجهيزات وتعداد زيادي كارگر استخدام كردند.كه در اين جا كارميكردند.به خدا شمانميدانيد يك كارگر براي گرفتن دويست هزارتومان حقوق چه زجري بايد بكشد.


كارخانه شيلكو بختياري

اين شركت در عسلويه واقع  شده بود. در ابتداي كار پول كارگران رابراي مدت كوتاهي پرداخت كرداما يك روز ديديم كه جمع كردو رفت. بدون اينكه طلب كارگران را بپردازد.

كارگران در عسلويه روي كارتون ميخوابيدند. تا كاررا شروع كنند بعداز سه ما ه تا چهار ماه كه با اين شرايط كاركردند.اين شركت جمع ميكندو پول اين بدبختها را ميخورد و ميرود و هيچ كس هم پاسخگونيست.

تلويزيون و دوربينها هم هيچ وقت حقايق را نميگويند. هرجا كه منافع حاكميت اعمال ميكند,خود را نشان ميدهد.


چگونه درمقابل خانواده خجالت نكشم؟

در منطقه ما يك كيلو پياز 400تومان است,يك كيلو گوشت هفت هزارتومان است.من جوابگوي خانو اده ام نيستم. شب تا صبح بچه ها ميگويندكه دفتر و كتاب ميخواهيم.يك كارگريا يك راننده كه ماهانه بيشتر  از 250 تا 300 هزارتومان حقوق نميگيرد.چگونه جلوي خانواده اش سربلند كند؟چگونه ميتوانند جلوي آنها شرمسارنباشد؟هميشه وقتي ميخواهند فقر را نشان بدهند.آفريقايها را مثال ميزنند اين درحالي است كه وضعيت ما از آفريقايها بسيار بدتراست.و اين واقعيت امروز كشورمااست.

انجمن صداي كاوه ها  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 12:19  توسط صداي كاوه ها  |